هه
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
دلم واسه اون روزایی ک میخندیدم تنگ شده
نمیگم شب بدیه همه شبات خوبن
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
به نام خدای صبر اختیارم دست توعه اوس کریم خوب برام بنویسی یا بد بنده و غلامتم ولی دل اونو نشکون بهش ارامش بده
یه دوراهی خدایا چیکار کنم
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
خداوندا دنیای آشفته درونم را که تنها از نگاه تو پیداست... با لالایی مهربان خود آرام کن تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم....
سنگ صبور من...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
دور و بر من پر است از کاغذ های مچاله ای که هر کدام خاطره ای دردی ناگفته دارد و جایش سینه ی سطل کوچکی است که بزرگترین سنگ صبور من است.....
خواستن توانستن نیست....
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
این آیا منم؟...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
از تمام دلخوشی های جهان دل کنده ام....روز و شب چشم انتظار لحظه های دل کندنم... باز در آئینه تصویرم کمی ناآشناست... از صدای خویش میپرسم که این آیا منم؟...
کاش زندگی...
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 18:20
کاش زندگی از آخر به اول بود... پیر بدنیا می آمدیم... آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم.... سپس کودکی معصوم می شدیم و در نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...
عیدتون مبارک بچه شیعه ها
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:15
جانم مولا علی مـــــادرم بعد خدا نام تو را یادم داد عادت کودکـــی ماست علی گفتن ما هر که آمد نجف از هیبت تو زانو زد بی سبب نیست سراسیمه زمین خوردن ما
رفاقت
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 12:45
: میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟فرمانده : ارزش نداره تا تو بری اون مرده ...ولی سرباز رفتو با جنازه دوستش برگشت. فرمانده : دیدی گفتم ارزش نداره! سرباز : چرا داشت، وقتی رسیدم بالا سرش گفت میدونستم که میای رفیق !